عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى

313

مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )

در طب در حصاة مثانه و نقرس مستعمل است * ( منگنز ) Manganese اين جسم را ( شئل ) مكشوف نموده فلزى است خاكسترى مايل بسفيدى بسيار سخت به قسمى كه فولاد را مخطط نمايد و بسيار صعب الاذابه بعضى تركيبات اين جسم در طب داخلا و خارجا مستعمل است * زيبق - ( مركور ) Mercure فقط همين يك فلز است كه در حرارت متعارفى مايع است و جامد نكردد مكر در چهل درجه زير صفر محل استعمالات اين جسم و تركيبات آن در صنايع و طب مستغنى از تحرير است * ( نيكل ) Nickel اين فلز خيلى نزديك است به آهن و منگنز و بعد از منگنز از جميع فلزات سخت‌تر است رنگش سفيد مايل بخاكسترى ( ورشو ) كه آلياژ معروف و از آن ظروف ترتيب مىدهند در صد جزء پنجاه جزء مس و بيست پنج جزء نيكل و بيست پنج جزء روى دارد * طلاى زرد ( ار ) Or فلزى است كه غير از طلاى سفيد از تمام فلزات وزنش بيشتر است داراى رنك زرد مايل بحمرت و از همه فلّزات چكش‌خوارتر و نيز قابليّت مفتول شدن آن زيادتر است اين فلز از خيلى قديم معروف بوده تيزاب معمولى در طلا اثرى ندارد از تيزابها فقط تيزاب سلطانى است كه طلا را حل مىنمايد و مخترع آن جابر عرب است * طلاى سفيد ( پلاطين ) Platine فلزى است كه از تمام اجسام مفرده وزنش سنكينتر رنكش شبيه برنك آهن و درخشندگى آن از آهن كمتر است بسيار نرم و چكش‌خوار و كسستگىناپذير و قابل مفتول شدن چنانچه از اين فلز مىتوان مفتولى ساخت كه نازكى آن به حدى باشد كه يكهزار و دويست مفتول را اگر بهم بتابند قطر تمام آنها به قدر قطر سوزنى بيشتر نشود و اين جسم با حرارتهاى قويّه اذابه نمىشود حسنى كه دارد اينست كه چون قدرى گرم شود مىتوان قطعات آن را